یقین دارم هیچ عشقی هم پایِ عشقِ مادر به فرزندش نیست. و عشقِ من به تو مادرم... وصف شدنی نیست. بینِ من و قلبم و خداست .
خدا میدونه که آرزویِ من چیه و خودش میدونه که همش تویی. کاستی ها و کوتاهی هایِ منو ببخش مادر . خیلی وقت ها فکر میکنم که چطور میتونم فرزندِ بهتری برات باشم؟
مامان، من تلاش میکنم که بهتر باشم اما شاید هنوز رفاقتِ من و کائنات اونقدرها عمیق نشده که باید باشه... مطمئن باش من به تلاشم ادامه میدم تا تو از اعماقِ قلبت شادتر باشی.
تا روزی که هستم تو برام مهم ترین هستی ، شاید نتونم این رو درست بهت ابراز کنم اما میخوام که بدونی و آگاه باشی من زمانی آرامش دارم که تو آرامش داشته باشی.
من زمانی خوشحالم که تو خوشحال باشی. و من زمان هایی به خودم بهتر و بیشتر اعتماد میکنم که تو بهم بیشتر اعتماد میکنی. این و بدون مامان، تو نیرویِ محرکِ جادوییِ زندگیِ منی که به عشقِ وجودِ تو امید و رویاهامو رها نمیکنم حتی در لحظاتِ سختی هام و ناامیدی هام ...
وقتی تو رو میبینم وقتی بابایِ مهربونم رو میبینم بیشتر میفهمم که زندگی ارزشمنده که ناامیدی معنایی نداره که دلخوشی ها کم نیستند که خدا خودش حواسش به ما هست و به زمان بندی ها و صلاحدیدهایِ خدا بیشتر دلخوش میشم.
خدا رو شکر که متولد شدم... خداروشکر که با کمک هایِ جهانِ هستی، هر روز متولد میشم. و خدا رو شکر که صدایِ تو آرام بخشِ وجودِ منه ... بدون که قلبِ منم همییییشه برات می تپه
تولدم با وجودِ تو مبارکه مامانِ مهربونم.