بهمن ماه سال پیش که رفتی به سفر طولانی مدتت اولش دلم براش تنگ نشد، چون میدونستم داره میره جایی که براش بهتره و از لحاظ ذهنی حداقل آروم تره و منم خوش حال بودم از این که خوشحالِ هر چند که از من دور باشه.
اما بعد از دو، سه ماه انگار توی دلم خالی میشد، انگار دنبال یه چیزی یا یه کسی بودم، بد ترین نوع دلتنگی...
انگار که تا اون موقع داغ بودم و نمیفهمیدم بعد خیلی ناگهانی همه ی حس ها به آدم حمله میکردن. به خصوص وقتی کسی تکه کلام ها یا اصطلاح های تو رو اتفاقی میگفت، واسه من همون جا کنارم بودی
به هر حال که این ۸ ماه با تمام دلتنگی هاش تموم شد و خیلی خیلی خوش برگشتی
تولّدت مبارک مادر جذاب و مهربون ، با آروزی موفقیت های بیشتر، سلامتی و طول عمر