معتادی که میره تو یکی از هیئت‌های بهبهان و میگه می‌خوام نوحه بخونم ، اول مسخرش می‌کنن ولی بعد میکروفون میدن دستش و اینقد قشنگ می‌خونه که کوچک و بزرگ میرن تو صف برای سینه‌زنی... و به‌به از این صدا!

عزت و ذلت دست خداست!